آرامگاه فردوسی
حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری ، در قریه پاژ در ناحیه توس به دنیا آمد، وی از نجیب زادگان توسی بود وخود املاکی داشت که از عایدی آن روزگار می گذارنید. فردوسی در حدود 40 سالگی به سرودن شاهنامه پرداخت و با مدد گرفتن ازتاریخ شاهان قدیم ایران و شاهنامه ابومنصوری که به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق توسی فراهم آمده است. به سرودن بزرگ ترین منظومه حماسی و ملی ایرانیان دست یازید.
زمانی که فردوسی پنجاه و هشت ساله بود و پس از برچیده شدن خاندان ادب پرور سامانیان و بعد از آن حکومت سیمجوریان بر خراسان، محمود غزنوی در سال 387 جانشین پدر و فرمانروایی پراقتدار و بزرگی را در شرق و شمال شرق و مرکز ایران به وجود آورد. قدر ناشناسی سلطان محمود غزنوی از کار بی همتای فردوسی او را دلشکسته و رنجیده خاطر ساخت و در فقر و تنگدستی در سال 411 یا 416 هجری درگذشت.مشهور است هنگامی که جنازه فردوسی را از دروازه رزان بیرون می بردند، کاروان هدایای محمود که به بزرگی و عظمت کار فردوس یپی برده بود،وارد توس می شد.
شاهنامه فردوسی نقشی به سزا در ماندگاری زبان و فرهنگ ایرانی دارد و به لحاظ حماسی آثاری ماندگار از زندگی پیشینیان ما را به تصویر کشیده است. بر اساس دست نویس هایی که پس از فردوسی از شاهنامه شده است،شاهنامه بین پنجاه تا شصت هزار بیت است و پهنه تاریخ چند هزار ساله قوم ایرانی را از کیومرث تا حیات خود با زبانی فصیح و پالوده شرح داده است. فردوسی خود در میان این ابیات همه جا انسان را به آزاد اندیشی،دادخواهی و پند و عبرت و خرد راهنمون شده و از روی کمال و صفای ذهن و به نقل داستان هایی می پردازد که پیش از آن که تاریخی و جذاب باشند، امروزی و انسانی اند. «نخستین داستان های شاهنامه از آغاز تمدن وسپس قیام کاوه و روی کار آمدن فریدون ، مرگ فریدون و تقسیم جهان بین سه پسر وی و برادر کشی ها و جنگ های آنان است.
سپس به حماسه جنگ های طولانی ایران و توران، داستان زال و رستهم و حوادث بزم ها و رزم های سیاوش، پادشاهی منوچهر پرداخته و در قسمتی دیگر با اشاراتی بر حوادث دوران اشکانیان و ساسانیان، مندرجات حماسی خود را از زندگانی اردشیر تا یزد گرد و انوشیروان پی می گیرد.
در چهار مقاله عروضی داستان تدفین فردوسی بدین صورت نقل شده است که : به دلیل شیعه بودن نگذاشتند جسد وی را در قبرستان مسلمانان دفن کند، ناچار جنازه اش را به باغ و ملک شخصی وی بردند و «او را در آن باغ دفن کردند، امروز هم در آنجاست ، و من درسنه عشر و خمسمائه (510) آن خاک را زیارت کردم».
در سال 1313 بر مقبره فردوسی آرامگاهی با طرح آتشکده ساختند. در سالهای 1343-7 نیز دوباره تغییراتی در آن داده شد. ساختمان فعلی آرامگاه که طراح آن از مهندس سیحون بوده است،در نماهای بیرونی برگرفته از معماری هخامنشیان است، فضای داخلی نیز از معماری دوره اشکانی و اسلامی اقتباس شده و شکل کلی ساختمان شبیه بنای مقبره کوروش در پاسارگاد است. بنا از چهار سمت دارای پله است و ابعادی در حدود 30×30 متر دارد. بدنه بنا با سنگ مرمر و اشعار فردوسی با خط نستعلیق و نشان «فره وهر اهورامزدا» با نقش برجسته تزیین شده است. در قسمت داخلی بنا داستان هایی از فردوسی مانند پیکار رستم و اشکبوس،جنگ ایرانیان و تورانیان،نبرد رستم و سهراب، داریوش هخامنشی،پناه آوردن پادشاه هند به دربار ساسانی ، رفتن رستم به نزد کیکاووس، جنگ رستم با پیلتن مازندران،به کمند گرفتن رستم رخش را . جنگ رستم با پیلتن مازندران ، به کمند گرفتن رستم رخش را ، جنگ رستم با اژدها و دیو سفید و … به صورت حجاری و نقش برجسته سنگی بر دیواره نصب شده است.
آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی همچون نگینی در دشت توس می درخشد و هر ساله مشتاقان فراوان از تمام دنیا به زیارت او می آیند. مهدی اخوان ثالث (م. امید) شاعر بزرگ خراسانی معاصر نیز در محوطه آرامگاه فردوسی و در کنار آن استاد بی نظیر زبان فارسی به خاک سپرده شده است.
مقامات ایران اعلام کرده اند که ورود بازرسان سازمان ملل متحد به کشور را ممنوع کرده اند اما آنها اشاره ای به این مطلب که این محدودیت تا کی ادامه خواهد داشت نکرده اند.
این اقدام ایران پاسخی است به قطعنامه شورای حکام آژانس اتمی که در از برنامه های هسته ای ایران انتقاد کرده است.
پیشتر امیر زمانی نیا، رئیس امور سیاسی وزارت امور خارجه ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، در واکنش به قطعنامه این آژانس در مورد برنامه هسته ای ایران آن را یک عقب گرد جدی خوانده که تنها از سوی یک کشور خاص - اشاره ای واضح به آمریکا - تحمیل شده است.
قطعنامه جدید شورای حکام آژانس اتمی در مورد ایران به تصویب اعضا رسیده و در آن از ایران به دلیل خودداری از ارایه گزارشی کامل و شفاف در مورد فعالیت های هسته ای این کشور انتقاد شده است.
براساس این قطعنامه، تصمیم گیری در مورد نحوه واکنش نسبت به خودداری ایران از ارایه گزارش کامل فعالیت های هسته ای خود به اجلاس بعدی شورای حکام در ماه ژوئن سال جاری محول می شود.
گفتگو با منصور فرهنگ، کارشناس مسائل بین المللی و نماینده پیشین ایران در سازمان ملل متحد
پس از حدود یک هفته مذاکره، مصالحه ای میان مخالفان و موافقان پیش نویس قطعنامه حاصل شد و طبق آن، مساله ایران در حال حاضر به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع نمی شود.
آقای زمانی نیا در بیانیه ای خطاب به این آژانس گفت که گزارش محمد البرادعی، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، همکاری فعالانه ایران و روند مثبت حل مسائل میان دو طرف را نشان می دهد.
او گفت گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی دریازده پاراگراف تصریح کرده که در حال تحلیل اطلاعات ارائه شده توسط ایران و یا منتظر نتیجه بازرسی های سرزده این آژانس در ایران است و تمام مسائل میان دو طرف یا حل شده اند و یا در حال حل شدن هستند.
رئیس امور سیاسی وزارت امور خارجه ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، در ادامه بیانیه خود می گوید قطعنامه شورای حکام حتی در یک نگاه نشان می دهد که فقط ابزاری برای توجیه باوری تنگ نظرانه است که مورد حمایت کمی قرار دارد و به هیچ صورتی منعکس کننده گزارش این آژانس در مورد ایران نیست.
آقای زمانی نیا اضافه می کند که قطعنامه شورای حکام به روشنی قصد دارد تصویری از برنامه هسته ای ایران ترسیم کند که وضعیت را هشدار دهنده نشان بدهد. به گفته او علی رغم اصلاحات کمی که به پشتیبانی بسیاری از کشورهای اصول گرا در قطعنامه اعمال شد، این قطعنامه همچنان یک عقب گرد جدی محسوب می شود.
در همین حال حمید رضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، نیز مفاد قطعنامه پایانی اجلاس را تبلیغاتی خوانده و گفته است این قطعنامه تکلیف جدیدی را برای ایران اعمال نمی کند.
از سوی دیگر حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز گفته است: "قطعنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های هسته ای ایران به صورت منصفانه تنظیم نشده است."
او در یک کنفرانس خبری در روز شنبه (23 اسفندماه) گفت: "همکاری های گسترده ایران در ماه های گذشته با آژانس بین المللی انرژی اتمی در این قطعنامه منعکس نشده است و با واقعیت ها فاصله زیادی دارد و اگر چه تعهد جدیدی برای ایران ندارد اما لحن آن لحن مناسبی نیست."
در ماه دسامبر سال گذشته، جمهوری اسلامی پروتکل الحاقی به پیمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای، شامل ارایه گزارش تفصیلی ازبرنامه های هسته ای و اجازه بازدیدهای گسترده و سرزده از تاسیسات اتمی خود توسط بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی را امضا و گزارشی از برنامه های هسته ای خود را تسلیم آژانس کرد.
با اینهمه، مقامات آژانس این گزارش را کامل ندانسته اند و ایالات متحده این اتهام را به جمهوری اسلامی وارد کرده که در صدد پنهانکاری برنامه های دستیابی به تسلیحات هسته ای است.
غروب روز عاشورا در همان حال که تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی با پخش تصویرهای ماهواره ای رسیده از کربلا در صدد جلب احساسات مردم بود و برنامه های خبری هم کار برنامه های تولیدی برای عاشورا را می کردند، نیروی انتظامی خبر داشت که دارد در خیابان میرداماد تهران خبرها می شود.
هوای روز سه شنبه، مصادف با بزرگترین عزاداری شیعیان جهان که تاریک شد، از دل سنتی شیعی و دیرپا نشانه ای پست مدرن پدید آمد و دختران و پسران جوان در شمال و جنوب بلوار میرداماد از اتومبیل های گرانقیمت پیاده شدند، پسران با لباس های مشکی مدروز اروپا – که تنها شبیه آن را پشت ویترین مغازه های مشهور می توان دید – و دختران با چادرهای سیاه عربی، لاک های سیاه و بعضی با روبنده هائی که بر عشوه آن ها می افزود.
نیروی انتظامی و دسته ای از حزب اللهی های جنوب شهر از قبل بسیج شده بودند تا مانع از تکرار حادثه دو سه سال اخیر در میدان محسنی شوند اما در حالی که آنها هر رفت و آمدی در میدان را می پائیدند، راه بلوار، از تقاطع خیابان نفت بسته شد.
سرودهائی که به صورت جمعی خوانده می شد و به سرعت در مسیر شکل می گرفت، گاه کلمات آن تصحیح می شد بر اساس آهنگ های رایج در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود که گاه با تغییر چند کلمه معنای دیگر می گرفت و پیامی دیگر می داد. بزرگترها به یاد شعر و ترانه هائی افتاده بودند که بیست و پنج سال پیش در خیابان های انقلاب زده تهران خوانده می شد.
تهران در زمستان ۵۷ با خشم می خواند « ای گرگ برو گله دیگر میش ندارد» و این خطاب به رژیم پادشاهی بود که داشت آخرین نفس های خود را می کشید اما در زمستان ۸۳ نسل بعدی می خواندند « گلی که سنجاق بزنه ندیدم ... الهی ... فدات شم الهی» و این باز پیامی است که باز مخاطب آن روحانیونی هستند که در آن زمستان در صف مردم در خیابان بودند.
جوانان شمال تهران که سال قبل عاشورایشان با ضبط سنج و دف و بلندگوهای بزرگ و دستگاه های صداسازشان همراه شد امسال با اتومبیل هائی آمدند که چهار بلندگوی بزرگ در بالای آن کار گذاشته شده بود و از آن غریبانه کویتی پور پخش می شد، همان نوحه آهنگینی که صدا و سیما هم گاه به ضرورت پخش می کند.
سربازان نیروی انتظامی با وسایل ضد شورش درحالی که می کوشیدند خشونتی از آنان سرنزند در کار باز کردن خیابان و جلوگیری از آن چند صدائی بودند که در شلوغی محیط شعارهای سیاسی سرداده بودند که صد موتور سوار با زنجیر و چوب های بلند، در هر موتور دو تن سیاه پوش سوار به میانه خیابان رسیدند و صحنه خشونت گرفت.
تازه آمده ها، اول با شعار آشنای «حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست» شروع کردند اما چندان که دیدند صدایشان در فریاد «برادر... برادر» که دخترها در شمال بلوار سرداده بودند گم می شود چه رسد به صدای رساتر سه هزار پسر که جواب می دادند «خواهر...خواهر صدایت را شنیدم... آه از غریبی...» دیگر تاب از دست دادند و خشونت شدیدتر شد و چوب ها بود که بلند می شد و به هر جا فرود می آمد.
جوان هائی که سر و رویشان خونین بود در همان حال که در کوچه های شمال و جنوب میرداماد از دست می گریختند، خواندند « یزیدیان آب... یزیدیان آب» و با این ترانه با همان فرهنگ آشنای هزار ساله شیعه حمله کنندگان سیاه پوش و زنجیر بر دست و چماق به کف را به سمت دیگر تاریخ شیعه حواله می دادند.
شب که شد، هنوز صدا از گوشه و کنار بلوار میرداماد بلند بود که می خواندند «شام غریبان حسین امشب است... امشب است» هزاران شمع در جلو مغازه های دربسته و گران هنوز می سوختند، سرباز روستائی هنوز مبهوت می کوشید راه را بر هزاران ماشینی باز کند که خبر را شنیده و آمده بودند به تماشا، اتومیبیل های گرانبها، شیشه شکسته این سو و آن سو رها شده بودند.
شاهدی می خواست بیهقی وار تا بنویسد حکایتی چنین و عاشورائی چنان، کس ندیده! محمود دولت آبادی نویسنده نامدار کلیدر که در همان لحظات بی خبر از همه جا آمده بود بیرون خانه قدمی بزند، گفت: «ما که دیگر انگار از این نسل جوان فاصله گرفته ایم. سر از کارشان در نمی آورم»
روزنامه های آخر هفته تهران که تمام صفحات خود را به شرح عاشورای کربلا اختصاص داده اند از عاشورای میرداماد گذشتند و تنها شرق بود که گزارش با احتیاطی فراهم آورد.
علی رهبر در شرق نوشته است فرهنگ و مآب جوانانی که کاروبار هیات های جدید را بر عهده دارند رنگ دیگری به محرم می دهد و پدیده ای را می سازد که در نظر آنان که سال ها هیات های قدیمی و سنتی را می گرداندند خوشایند نیست اما هاله تقدسی که لاجرم بر گرد هیات های تازه می نشیند مانع نقد است حتی از سوی قدیمی ترهای هیاتی.